سید محمد موسوی عراقی
ای چرخ تورا بحق قرآن سوگند...........یک موی زین محمد من کم نکنی

سالیانیست عشقی  را که در سینه دارم فراموش کرده ...

 

و من نیز تنها با خاطراتش در ناخودآگاهم زندگی میکنم

 

این زمانه نیز طعنه می زند که هی فلانی به او نمی رسی !!

 

اما نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش ذوق می کند ...

 

 با تمام دلخوری هایم اما باز

 

لبخندهایش را دوست دارم

 

گرچه ، گاه نمک می شود بر زخمهایم

 

و گاه مرهم می شود بر دردهایم ...

 

ببینید چه کرده با من که حتی دامان "مهر"هم بوی "اردیبهشت "می دهد

 

چه جادوگریست ...

 

لبخند که می زند زندگیم "اردیبهشتی" می شود 

 



تــو چنــان زيبــا شــده اي ميــان شعــرهــایــم،

 

کــه گمــان نکنــم خــودت هــم بــدانــي

ايــن کــه داري مــي خــوانيــش،

خــودِ تــويــي . . .

 

محبوب من

از دوست‌داشتنم می‌ترسد

از داشتنم می‌ترسد

از نداشتنم هم می‌ترسد

با این‌همه اما

مبادا گمان کنید مرد شجاعی نیست

وطنش بودم اگر

به خاطر من می‌جنگید

و مادرش اگر

بخاطرم

جان ...

من اما

هیچ کس‌اش

نیستم

من

هیچکس‌اش هستم ..

 

صدیقه ~ ~ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392
کامنت خصوصی ها داره زیاد میشه هاااا

خب..یا الله..

من شماره خودم و محمد رو ب احد الناسی نمیدم.

درخواست ندید لطفا

والا بلا شماره محمد رو داشته باشید هیچ کاری نمیتونید کنید

چون اقا سرشون با مدلا گرمه..

واس این مسایل وقت ندارن..

وایبرو بلاک میکنه پس پی ام ندید چون ضایع میشید.

هر چی نباشهhe's the best blocker..خخخ

بعدش اون بحث دست و پا چی بود تو ی کامنت مطرح شد ؟

برید خجالت بکشید

کسی با دو تا پست عاشقونه کصافط نشده تابحال.

والاع ب قرعان

دلم واسه تک تکتون تنگه..

دیگه دارم خواهر شوهرمم میشم...به به...

چه شود

گارداش مجازی چقد بت گفتم زن بگیر..نگرفتی داداشم گرفت...خخخخ

باهاتون در ارتباط هستم دوستای گلم.

فقط شماره پماره نخواید ک اعصاب معصاب یخدی.

افتاااد؟

دو ر از جونتون و بلا نسبت شما ، مثه من خر نباشید.

من تا ته ته ته ته زندگی محمد هم پیش رفتم.

اونجا حلوا خیرات نمیکنن پس دنبال شر نباشید.آورین..فداتون....

 

 

صدیقه ~ ~ دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393
@iransafe_net . ﺍﻭﻟﺶ ﺫﻭﻕ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻪ ﺯﻧﮓ ﻫﺎ ﺟﺎﺷﻮ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺭﺯﺷﺖ ﻣﯿﺪﻩ ﺳﺤﺮ ﺗﺎ ﺳﺤﺮ ﺩﺭ ﻓﮑﺮﺷﯽ ﺍﺯ 1 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﯾﺮ ﺟﻮﺍﺑ ﺩﺍﺩنش ﺑﻪ ﺳﺘﻮﻩ ﻣﯿﺎﯼ ﺩﯾﺪﻧﺶ ﺍﺭﺯﻭﺗﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﻫﺮ ﺟﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﺶ ﮐﻨﯽ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺳﺘﺶ ﮔﺮﻣﺘﺮﯾﻦ ﺍﻏﻮﺵ ﺩﻧﯿﺎیت میشه ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺟﺎﺵ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺪﻩ ﻋﺸﻖ ﺟﺎﺵ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﻭ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﻣﯿﺪﻩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﯽ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺗﺎ ﺍﺯﺍﺭﺕ ﺑﺪﻩ ﺑﺎ ﺩﯾﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺎ ﺑﺪ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻫﺎﺵ ﺑﺎ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻭ ﺍﻓﮑﺎﺭﺕ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺠﺎ دست درازی به روح و جسمت ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ صدات در بیاد ﺑﻌﺪ ﺑﮕﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺳﺎﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﻭ ﺑﺮﻩ ﺗﻮ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻟﻪ ﻣﯿﺸﯽ ﺍﻣﺎ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺿﺪ ﺿﺮبه میشی ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺷﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻧﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺭﻭﺡ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯼ ﺍﻣﺎ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﻠﻮﺕ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ﻫﯿﭻ ﻧﺎﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﯼ ﺑﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﻭﻥ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮﺵ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺘﻮ ﺑﻪ ﺭﺥ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﮑﺸﯽ و این یعنی پایان جوونی و احساست 😔😓🔚 .
صدیقه ~ ~ دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393
ندا خانوم دنبال شماره محمد نباش.

چون نمیخوام ناراحت شی.

من برگشتم افشاگری هایی دارم ک ب نفع خیلیا نیس

صدیقه ~ ~ یکشنبه شانزدهم شهریور 1393
سرعت خطم خوبه.پس بزا بیشتر بحرفم. تو این مدت بنده ب اوووووووووووووووج احساسات خودم رسیدم تو اوووووووووووووووج بودم ک محمد ی لگد زد پریدم پایین هررررر کاااااری ک فکرشو کنین کردم. هررر کار ولی واقعیت کم اوردم.. خثنی شدم ب تک تکتون خیلی نیاز داشتم و باید کنارتون میبودم ولی نبودم. حیییف خاطره خانوم اونقد غر نزن بالاخره ی روز ی برمیگردم.. خخخخ فرشته شرمنده..روم سیاه.دلم واست تنگه. ترنم معلومه کجایی تو ؟ نسیما رو نمیبینم ..کوشی پس ؟ و استقلالی هم همچنین...ب تاریخ پیوستم عایا؟ بعضیا هم ک همچنان نامردن.نتم وصل شه اول حساب اون بعضیا رو میرسم. خودو میدونی دیگه.خخخخ.تولد محمد ک نبودم.. حیف پارسال چ تولدی گرفتم.یادتونه ؟ آخ اخ اخ
صدیقه ~ ~ یکشنبه دوم شهریور 1393
سرعت خطم خوبه.پس بزا بیشتر بحرفم. تو این مدت بنده ب اوووووووووووووووج احساسات خودم رسیدم تو اوووووووووووووووج بودم ک محمد ی لگد زد پریدم پایین هررررر کاااااری ک فکرشو کنین کردم. هررر کار ولی واقعیت کم اوردم.. خثنی شدم ب تک تکتون خیلی نیاز داشتم و باید کنارتون میبودم ولی نبودم. حیییف خاطره خانوم اونقد غر نزن بالاخره ی روز ی برمیگردم.. خخخخ فرشته شرمنده..روم سیاه.دلم واست تنگه. ترنم معلومه کجایی تو ؟ نسیما رو نمیبینم ..کوشی پس ؟ و استقلالی هم همچنین...ب تاریخ پیوستم عایا؟ بعضیا هم ک همچنان نامردن.نتم وصل شه اول حساب اون بعضیا رو میرسم. خودو میدونی دیگه.خخخخ.تولد محمد ک نبودم.. حیف پارسال چ تولدی گرفتم.یادتونه ؟ آخ اخ اخ
صدیقه ~ ~ یکشنبه دوم شهریور 1393
دلبرت هر قدر زیباتر غمت هم بیشتر پشت عاشق را همین آزار ها تا میکند. شرمندا تک تکتونم. منم دارم کم کم میرم تو خاطره ها. خستم.خسته... تمام این مدت درگیر محمدم. ولی روز ب روز شکسته تر و داغون تر میشم. این حافظم ما رو رسما گیر اورده ناامید میشم میگه امیدوار باش امیدوار میشم میگه الکی امید داری واقعیت ببین. والا خدافس
صدیقه ~ ~ شنبه یکم شهریور 1393
دلبرت هر قدر زیباتر غمت هم بیشتر پشت عاشق را همین آزار ها تا میکند. شرمندا تک تکتونم. منم دارم کم کم میرم تو خاطره ها. خستم.خسته... تمام این مدت درگیر محمدم. ولی روز ب روز شکسته تر و داغون تر میشم. این حافظم ما رو رسما گیر اورده ناامید میشم میگه امیدوار باش امیدوار میشم میگه الکی امید داری واقعیت ببین. والا خدافس
صدیقه ~ ~ شنبه یکم شهریور 1393
به سلاااااام دوستان

دلم واسه تک تکتون تنگه ب خدا.

میخوام بگم برام دعا کنید.

این محمد خیلی چقره...اصلا نمیتونم نرمش کنم..

فک نکنم حالا حالاها نتم وصل شه..

راستی امین، اون ادرسی ک داری رو بهش یiهم اضافه کن.همون پایتخته رو با iiبنویس بعد 17 بزار.منتظرم.

 

صدیقه ~ ~ چهارشنبه یکم مرداد 1393
سلام

از همتون معذرت میخوام..نت قطه...کلا انت پانت رو در اوردن.ب زودی وصل میشه.

کامنتاتونو میخونم.

فقط ی چیز.اقا یا خانوم   م.  جواب شما رو بعد از وصل شدن نت ب طور تمااااااام و کمال میگم.

برادری ؟ پس برادر اگه خودشون بودی همونجایی ک جواب میخوام جوابمو بده...

منتظرم..

صدیقه ~ ~ سه شنبه دهم تیر 1393
می‌شود وقتی از کنارم می‌گذریموهام را بهم بريزیبعد مرتب‌شان کنی ؟...خب بوسم هم بکن...!{ عباس معروفی }

شعرای عباس معروفی یه چیز دیگس.

--------------------مرا دو سطر از آن بوسه ‫هات مهمان كن‬از آن دو مطلب خیس برای من بنویس ..

فرض کن در آغوشت می مُردمو مرا همانجا دفن می کردیچه دلپذیر اگرفشارِ قبر را بیشتر کنی !

با موبایل هم پست گذاشتم هم نظراتونو تایید میکنم.ببخشید اگه دیر میشه

صدیقه ~ ~ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393

زنـــدگی می کنم...

 

بــرای رویاهایی که منــتظر حقیقی شدن به دست من هستند.

 

من فــــرصتی برای بودن دارم...

 

پـــــس ساکت نمی نشیـــنم!

 

می گذارم همه بدانند که من با تمــام توانایی ها و کاستی ها شاهـــکار زندگی خودم هستم.

 

کافـــی است لحظات گذشته را رهـــا کنم...

 

و بــــرای ثانیه های آینده زندگـــی کنم!

 

چـــون رویاهایم آنجاست...

 

و من،

 

فقــط یک بار فــرصت زندگی کردن دارم.

 

رویــــــاهای خووووبم!!!

 

من دارم میـــــام..

 

 

و چند عاشقانه را که به چند عاشق دادم 

و هر یک را براي رفتن به سوي عشق به راهی روانه کردم 

دیدم خودم وامانده ام از عشق 

و تنها مانده ام در همه راهها ..

 

از دلتنگيت کجا فرار کنم ؟

معمار هيجان

کجا بروم که صداي آمدنت را بشنوم ؟

کجا بايستم که راه رفتنت را ببينم ؟

کجا بخوابم که صداي نفس‌هات بيايد ؟

کجا بچرخم که در آغوش تو پيدا شوم ؟

کجا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوي ؟

کجايي ؟

کجايي که هيچ چيزي قشنگ‌تر از تماشاي تو نيست ؟

کجا بميرم

که با بوسه‌هاي تو چشم باز کنم ؟

نارنجي وحشي

کجايي ؟
 

{ عباس معروفي }

 


 

برای یک بار

فقط برای یک بار

مرا در اندوه مبهم یک دروغ شناور کن !

آرام سر به گوش من بگذار

و بگو دوستت دارم !


{ عباس معروفی }

 

 

 

 




 

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشم 

 

موهایت سفید شده اند 

 

قدم هایت دست به عصا

 

بر خلاف میلت عینک میزنی 

 

هنوز سهراب را بیشتر از شاملو دوست داری ..

عصرها 

 

با پیراهن سفید اتوکشیده ای 

 

به پارک می روی 

 

گاه پروانه ای نگاهت را می برد تا شبنمی 

 

و مرا یاد می کنی ..


نمی دانم !

 

شاید مرده باشم 

 

یا شاید بیوه زن پیری شده باشم که 

 

نمازهای ظهرش را در مسجد می خواند 

 

یا ...

 

اما هرچه پیش آید 

 

مانند همین روزها 

 

" دوستت دارم پیرمرد قشنگم ! "

 


 


 


 

 

 آدم‌ بزرگ‌ها عاشق عدد و رقم اند .. 

وقتی با اون ها از یک دوست تازه حرف بزنی ، 

هیچ وقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمی‌کنن،

هیچ وقت نمی‌پرسن آهنگ صداش چطوره ؟ 

چه بازی‌هایی رو دوست داره ؟ پروانه جمع می‌کنه یا نه ؟

می‌پرسن چند سالشه ؟ چند تا برادر داره ؟ وزنش چقدره ؟

پدرش چقدر حقوق می‌گیره ؟

و تازه بعد از این سوال هاست که خیال می‌کنن طرف رو شناختن !

اگه به آدم بزرگ ها بگی که یک خونه قشنگ دیدم

از آجر قرمز که جلو پنجره‌هاش غرق گل شمعدونی 

و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن ..

باید حتما بهشون گفت یک خونه چند میلیون‌ تومنی دیدم 

تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ !

نباید ازشون دلخور شد. 

بچه ها باید نسبت به آدم بزرگ ها گذشت داشته باشند ..



|شازده کوچولو - آنتوان دو سنت اگزوپری|




 

 

 این روزا حال مزخرفی دارم.تنهام..تنهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

شانس ندارم.

خدا نمیخواد کاری که دارم میکنم بشه.

دارم دیوونه میشم.

شمام که نظر ازتون در نمیاد...واسه جلبک نبستن کیبوردتون که شده کامنت بزارین

 

 

صدیقه ~ ~ جمعه بیست و سوم خرداد 1393

دو سال است که می دانم بی قراری چیست

درد چیست

مهربانی چیست

دو سال است که می دانم آواز چیست

راز چیست

چشم های تو شناسنامه مرا عوض کردند

امروز .. من دو ساله می شوم .

 

 

هر چقد نزدیکتر اومدم کمتر منو دیدی

 

بعدها فهمیدم چشم هایت دوربین بودند...هییییییی..واقعا هم

 

از من به شما وصیت..قبل اینکه چشاتون داغ گریه شه گریه کنید چون امونتونو میبره این درده لامصب

صدیقه ~ ~ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393
دوسال پیش تو همچین روزی واسه اولین بار محمد رو دیدم.. یادش بخیر.چه زود گذشت.انگار همین دیروز بود

انگار همین دیروز بود که تولد 26 سالگیشو تو همین وب گرفتم.

تا یکی دو ماه دیگه میشه 27 سالش.

انگار همین دیروز بود اون بلا سر وبم اومد.

انگار همین دیروز بود که این همه دوست خوب پیدا کردم

انگارهمین دیروز بود که یه دوست کامنت داد

انگار همین دیروز بود که ..............

صدیقه ~ ~ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393
از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم آزار دهنده بود 

گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس ، کسی را از دست نمی دهد .

زیرا هیچکس مالک کسی نیست 

این تجربه واقعی آزادی است .

داشتن مهمترین چیزهای عالم 

بی آنکه صاحبشان باشی !

 


 

 

اگه‌ می‌خوای‌ زنم‌ بشی‌،

بایس‌ این‌ کارا رُ بکنی‌ :

بایس‌ یاد بگیری‌ چه‌جوری‌ خوراک‌ِ مُرغ‌ِ خوشمزه‌ بپزی‌،

سوراخای‌ جورابام‌ُ بدوزی‌،

کاری‌ نکنی‌ عصبانی‌ بشم‌،

یه‌ راه‌ واسه‌ خاروندن‌ِ پُشتم‌ پیدا کنی‌،

کفشام‌ُ همیشه‌ تمیزُ برّاق‌ نگه‌ داری‌،

وقتی‌ خوابم‌ برگای‌ رو چمن‌ُ با چنگک‌ برداری‌،

وقتی‌ برف‌ میاد بُلن‌شی‌ سَرِ راهم‌ُ پارو کنی‌،

وقتی حرف‌ می‌زنم‌ جیکت‌ درنیاد،

وقتی‌ ..

هِی‌ !

کجا داری‌ دَرمیری‌ ؟اخ اخ اخ ...این چقد جالبه


 

تو

پولدار تر از منی

لباس های گرانقیمت می پوشی

و با ماشین،هر کجا دوست داشته باشی می روی

من اما کافی ست هوا ابری شود

یا به مترو نرسم

و یا زور تلفن ام حتی به تک زنگ نرسد

آن وقت تنها می شوم،تنها می مانم

و مدام غصه می خورم

دوست داشتن ات مثل بوسیدن ماه است

من هیچ وقت نمی توانم ماه را ببوسم !

 


 

نفسم تنگ میشه دور از تو  بیا تا موهاتو نفس بکشم  چشم هامو ببند که تا

 

صبح  روی بریلِ تن تو ، دس بکشم ..

 

 

صدیقه ~ ~ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393
✘...آیـکـونــ پـنـلـوپـه...✘

دانلود آهنگ جدید

کُـدِقفلِ رآست کلیــک


کد کج شدن تصاویر با جمع شدن گوشه ها

کد سایه دار شدن تصاویر
کد بزرگ شدن تصاویر